سلام به همه گلهایی که همیشه کنارم بودن امروز یه کم از خودم میگم
امروز باید برم آسایشگاه بستری بشم میخوام برم بین اونهایی که اسمشون
دیونه ست زندگی کنم نمیدونم چه مدت شاید یه چندماهی بشه.
همیشه از اونهایی که رو پیشونیشون جای مهر بود بدم می اومد میگفتم
ریاکارن پدرم همیشه خدارو برای من خیلی قشنگ نشون داده بود هروقت
گفتم خدا کجاست گفت چشماتو ببند تو دلت حسش میکنی و من همیشه
خدارو تو دلم داشتم و همون جا نگهش داشتم .
من نماز اول وقت نمیخوندم سر اذون نمیرفتم مسجد نماز بخونم کلاس قرآن
نمیرفتم کتاب خدارو میخوندم اما برای خودم و برای دل خودم معنی میکردم
قربون خدا برم خدا کی گفت برو نمازتو اول وقت تو مسجد بخون کی گفت سر
به مهرم میذاری دروغ بگو کی گفت به اسم پاکش قسم بخورم قسم دروغ
کی گفت به تمام ائمه قسم بخورم و دروغ بگم کی گفت برای اینکه دل کسی
رو شاد کنم به دروغ بهش حرفهای قشنگ بزنم کی گفت بنده ای رو تا حد
خوشبختی شادش کن و بعد که امید بهش دادی بهش بگی دروغ گفتم تا
شادت کنم کی اینو خدا گفت شماها شنیدید؟
من نماز اول وقت نخوندم مسجد نرفتم همیشه با وضو نبودم پاک و مطهر
نبودم اما کثیف نشدم به خاطر اونهمه مشکلاتم تن به کثیفی ندادم خدارو شکر
قربون مرامش برم با تمام بدیهام خدا تو دلم قشنگتر از خدایی بود که تو مسجدها
بود خدای من قشنگ بود چون نذاشت دل کسی رو بشکونم خدا منو مرد خلق نکرد
اما حس قشنگی بهم داد بابام همیشه میگفت تو مردی پس قولت قوله مگه قول
مردا چطوری بود با توام که مردی از مردونگی حرف میزنی ؟
همه شما میدونید متاهلم هرکس ازم پرسید بهش گفتم سالهاست زندگیم پر درده
کتک خوردم فحش شنیدم بیرونم کرد از خونه گفتم خدایا صبرم بده خدا بهم صبر داد
اونقدر کتک خوردم که حالا اگر بازم کتک بخورم دردی حس نمیکنم جسمم اونقدر
فرسوده شده که حتی بدترین ضربه ها دردی برام نداره .
سارا که به سارای مهربون وب شما معروف شده بود خیلی بدبخت بود که بدبخت تر
هم شد آدما نمیدونن اونی که نیازش به محبته میخواد محبت ببینه نمیخواد به دروغ
بشنوه دوسش دارن و بعد بهش بگن چون تو نیاز داشتی میخواستم خوشحالت کنم
سارا هیچی از هیچ کس نخواست به خود علی هیچی نخواستم اما تا جایی که میدونم
هرچی ازم خواسته شد دریغ نکردم خیلی ها ازم خواستن براشون دعا کنم دعا کردم و
بهم گفتن سارا حاجتمون برآورده شد میگفتم خدایا کرمت رو شکر من که اینقدر گناهکارم
منو پیش دوستام روسیاه نکردی شکرت شکرت...
خیلی ها تو نت بهم تهمت زدن هزار جور وصله بهم چسبوندن اما واگذارشون کردم به خدا
قربون مرامش جوابشونو داد شکر من پیش خدارو سیاه نبودم پس بنده خدا ...
این نوشته ها تمامش با اشکهام نوشته شده تا حالا نشده سارا غیر شعر چیزی بنویسه
اما خیلی ها گفتن سارا چرا غمگین مینویسی حالا بخونن ببینن سارا کی بود .
سارا خیلی بدبخت بود خیلی بدبخت و بدبخت تر شد اونقدر بدبخت که همه سالهای عمرم
یه طرف که دردهاش جسمی بود و روحی این ۱ هفته دردهاش بقدر سالها عذابم شکنجه
دیدم نمیگم از کی از کجا از کدوم بنده خدا که دیونه ام کرد اونقدر که راهی بیمارستانم کرد
با این قلب مریضم .حالا هم میخوام برم آسایشگاه میخوام برم بین اونهایی که دیونه هستن
ببینم حالا که منم دیونه شدم چه حسی داره کنارشون زندگی کردن
کسی رو که اینهمه زجرم داد دلمو له کرد کمرو شکست و بازیم داد .....
کاش میتونستم نفرینش کنم اما از خدا میخوام اگر یه روزی خواست ازم طلب بخشش کنه
من تو این دنیا نباشم که این فرصت رو بهش خدا بده از خدا میخوام تمام ساعتهایی که بهم
زجر داد و گریه و اشک و اشک خدا خوشخبتش کنه اونقدر خوشبخت که ته خوشبختی اش
همش دنبال چیزی بگرده که بگه خدایا من که همه چی دارم پس چی ندارم که خوشبختی
رو حس نمیکنم دنبالش بگرده وقتی گشت و اونو پیدا کرد در حسرت یه لحظه یه ثانیه
داشتنش ضجه ها بزنه اما نتونه نیازش رو پیدا کنه و همیشه نیازمند باشه ...
شاید الان که نوشته های منو میخونید بگین سارا عاشق شده بود ....
سارا همیشه عاشق بود همیشه من اگر عاشق خدا نبودم نمیتونستم عاشق همه باشم
سارا خیلی احمق بود اونقدر که هر حرفی رو باور میکرد گاهی به داشتن بعضی آرزوها تو
دنیای دیگه خداهم راضی بودم اما اون دنیارو هم ازم میگرفتن ...
خدای من خدای من جای حق نشسته اینمدت که گریه هامو دید حس کردم با من گریه میکنه
شاید منو مسخره کنید اما من خدارو میدیدم وقتی از بی پناهی کلام اللهش رو تو بغل میگرفتم
وقتی سر نماز دست و پا شکسته ام گریه میکردم تا خوابم ببره خدارو میدیدم که بغلم میکنه
من خدای خودمو دوست دارم اونو که حسم میکنه اونو که گریه هامو پاک میکنه تنها یه آرزومو
بهم نداده که مرگ بود که اونم شاید میخواد بمونم که بازم صداش بزنم شاید ورق زندگیم
برگرده نمیدونم حالا باید برم منو ببخشین میدونم زیاد نوشتم کاش میتونستم اونقدر بنویسم
تا سبک بشم اما نشد هم خسته ام هم باید برم برام دعا کنید به آرامش ابدی برسم
خدایا کمکمون کن نخواهیم دلی رو بشکونیم که برای بدست آوردن اون دل به دروغهای
بیشتری متوسل بشیم و هی بیشتر اونو بشکونیم چشمامونو ببندیم و بگیم خدایا اون دل
شکسته الان چه حالی داره خودمونو بذاریم جاش اگر طاقت داشتیم ....
برام دعا کنید میرم جایی که بتونم بیشتر با خدا حرف بزنم و ازش بخوام راحتم کنه و منو
ببره پیش خودش چون تحمل این زندگی دیگه سخته خیلی سخت ...
خدایا اااااااااااااااااااا فقط خدایاااااااااااااااااااااااااااا گتاهامونو ببخش گناه منم ببخش
و بعد راحتم کن
سارا
