تبليغاتX

... حس همیشه داشتنت

... حس همیشه داشتنت

 

دستهای پینه بسته علی به همراه منه

خونه نشینی علی آتیش به جونم میزنه

تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علی

غافله تنگ دلم از دل تنگ علی

تو کوچه های غربتم نشونی از مولا دیدم

اهل محل سلاممو جواب سر بالا میدن

به من میگن علی کیه ... علی امام عاشقاست

اون آقایی که شبا رد میشد از کوچه ما کیسه بدوش کو

ردپای پرخراش بی خروش کو

اون آقای خرقه پوش کو

کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرحم دلهای ما بود

نفس سبز نگاهش همیشه حلال مشکلای ما بود

می شه  یه بار دیگه سر بزنه خونه ما

بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما

بعد علی کی میتونه محرم راز من بشه

در دلمو گوش کنه چاره سازم بشه

فردا اگر مهدی بیاد دردامو نو درمون میکنه

آسمون شهرمونو ستاره بارون میکنه

چشماتو وا کن آقا جون ..

بالای خسته مو ببین ....منو نگاه کن آقا جون دل شکسته مو ببین

اصلا همه بد آقا جون به حق خوبات آقا جون مگه ما دل نداریم یه نظری هم به ما کن

خوبیم بدیم پات نوشته شدیم بدبختیم بی چاره ایم درمانده ایم عشق تویی ....

آقا جون دلم میخواست سرمو میذاشتم رو پاهات و تا میتونستم گریه میکردم از نامردی

دنیا میگفتم از آدمای کثیف این دنیا از اونهایی که ادعای پیغمبری میکنن نمیدونم چرا این

روزا هر چقدر گریه میکنم آروم نمیشم گفتم بیام بنویسم تا شاید آروم بشم

خدایا  رو سیاهم اما میدونم منو بخشیدی اینو دلم میگه و هرچی به دلم بندازی حقه من

فدای محبتت خدایا تو این دنیای کثیف و پر ریا فقط تورو میبینم که عشق منو میبینی ...

خدایا اینروزا به گلت مهدی به آقام علی به فاطمه عزیز علی قسمت دادم خودت جواب

اشکامو بده خودت خدایا اینروزا فقط همه چی رو همه کس رو واگذار کردم به خودت ...

خدایا عشق به تو زیباست لااقل هر طور میخوام باهات حرف میزنم نه مواخذه ام میکنی

نه سرم داد میزنی نه دروغ بهم میگی نه ازم دور میشی نه تنهام میذاری خدایا شکرت و

شکرت ...شکرت به خاطر اینهمه دوست گل که کنارم هستن شکرت به خاطر صداقتی که

بهم دادی شکرت به خاطر اینکه تنهام نذاشتی شکرت که گریه هام شبا مال خودته و تو

خوابم باهام حرف میزنی شکرت به خاطر عشقی که بهم دادی عاشق همه بودن لیاقت

میخواد عاشق همه اونهایی که حتی به حد مرگ عذابت دادن بودن لیاقت میخواد شکرت

به خاطراین که منو دیدی و منو دوباره پناه دادی شکرت ....دوستت دارم

---------------------------------------------------------

هروقت آرامش خودمو رو پیدا کردم برمیگردم همه تون رو دوست دارم از خدا

براتون بهترینها رو میخوام ..این شبا که ایام فاطمیه است برام دعا کنید از خانم

فاطمه زهرا (س) بخواهید کمکم کنه به علی کم آوردم کجاست اونی که با

من اینکارو کرد کجاست خدایا.....

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 10:33 توسط ما دو نفر |


 

سلام به همه گلهایی که همیشه کنارم بودن امروز یه کم از خودم میگم

امروز باید برم آسایشگاه بستری بشم میخوام برم بین اونهایی که اسمشون

دیونه ست زندگی کنم نمیدونم چه مدت شاید یه چندماهی بشه.

همیشه از اونهایی که رو پیشونیشون جای مهر بود بدم می اومد میگفتم

ریاکارن پدرم همیشه خدارو برای من خیلی قشنگ نشون داده بود هروقت

گفتم خدا کجاست گفت چشماتو ببند تو دلت حسش میکنی و من همیشه

خدارو تو دلم داشتم و همون جا نگهش داشتم .

من نماز اول وقت نمیخوندم سر اذون نمیرفتم مسجد نماز بخونم کلاس قرآن

نمیرفتم کتاب خدارو میخوندم اما برای خودم و برای دل خودم معنی میکردم

قربون خدا برم خدا کی گفت برو نمازتو اول وقت تو مسجد بخون کی گفت سر

به مهرم میذاری دروغ بگو کی گفت به اسم پاکش قسم بخورم قسم دروغ

کی گفت به تمام ائمه قسم بخورم و دروغ بگم کی گفت برای اینکه دل کسی

رو شاد کنم به دروغ بهش  حرفهای قشنگ بزنم کی گفت بنده ای رو تا حد

خوشبختی شادش کن و بعد که امید بهش دادی بهش بگی دروغ گفتم تا

شادت کنم کی اینو خدا گفت شماها شنیدید؟

من نماز اول وقت نخوندم مسجد نرفتم همیشه با وضو نبودم پاک و مطهر

نبودم اما کثیف نشدم به خاطر اونهمه مشکلاتم تن به کثیفی ندادم خدارو شکر

قربون مرامش برم با تمام بدیهام خدا تو دلم قشنگتر از خدایی بود که تو مسجدها

بود خدای من قشنگ بود چون نذاشت دل کسی رو بشکونم خدا منو مرد خلق نکرد

اما حس قشنگی بهم داد بابام همیشه میگفت تو مردی پس قولت قوله مگه قول

مردا چطوری بود با توام که مردی از مردونگی حرف میزنی ؟

همه شما میدونید متاهلم هرکس ازم پرسید بهش گفتم سالهاست زندگیم پر درده

کتک خوردم فحش شنیدم بیرونم کرد از خونه گفتم خدایا صبرم بده خدا بهم صبر داد

اونقدر کتک خوردم که حالا اگر بازم کتک بخورم دردی حس نمیکنم جسمم اونقدر

فرسوده شده که حتی بدترین ضربه ها دردی برام نداره .

سارا که به سارای مهربون وب شما معروف شده بود خیلی بدبخت بود که بدبخت تر

هم شد آدما نمیدونن اونی که نیازش به محبته میخواد محبت  ببینه نمیخواد به دروغ

بشنوه دوسش دارن و بعد بهش بگن چون تو نیاز داشتی  میخواستم خوشحالت کنم

سارا هیچی از هیچ کس نخواست به خود علی هیچی نخواستم اما تا جایی که میدونم

هرچی ازم خواسته شد دریغ نکردم خیلی ها ازم خواستن براشون دعا کنم دعا کردم و

بهم گفتن سارا حاجتمون برآورده شد میگفتم خدایا کرمت رو شکر من که اینقدر گناهکارم

منو پیش دوستام روسیاه نکردی شکرت شکرت...

خیلی ها تو نت بهم تهمت زدن هزار جور وصله بهم چسبوندن اما واگذارشون کردم به خدا

قربون مرامش جوابشونو داد شکر من پیش خدارو سیاه نبودم پس بنده خدا ...

این نوشته ها تمامش با اشکهام نوشته شده  تا حالا نشده سارا غیر شعر چیزی بنویسه

اما خیلی ها گفتن سارا چرا غمگین مینویسی حالا بخونن ببینن سارا کی بود .

سارا خیلی بدبخت بود خیلی بدبخت و بدبخت تر شد اونقدر بدبخت که همه سالهای عمرم

یه طرف که دردهاش جسمی بود و روحی این ۱ هفته دردهاش بقدر سالها عذابم شکنجه

دیدم نمیگم از کی از کجا از کدوم بنده خدا که دیونه ام کرد اونقدر که راهی بیمارستانم کرد

با این قلب مریضم  .حالا هم میخوام برم آسایشگاه میخوام برم بین اونهایی که دیونه هستن

ببینم حالا که منم دیونه شدم چه حسی داره کنارشون زندگی کردن

کسی رو که  اینهمه زجرم داد دلمو له کرد کمرو شکست و بازیم داد .....

کاش میتونستم نفرینش کنم اما از خدا میخوام اگر یه روزی خواست ازم طلب بخشش کنه

من تو این دنیا نباشم که این فرصت رو بهش خدا بده از خدا میخوام تمام ساعتهایی که بهم

زجر داد و گریه و اشک و اشک خدا خوشخبتش کنه اونقدر خوشبخت که ته خوشبختی اش

همش دنبال چیزی بگرده که بگه خدایا من که همه چی دارم پس چی ندارم که خوشبختی

رو حس نمیکنم دنبالش بگرده وقتی گشت و اونو پیدا کرد در حسرت یه لحظه یه ثانیه

داشتنش ضجه ها بزنه اما نتونه نیازش رو پیدا کنه و همیشه نیازمند باشه ...

شاید الان که نوشته های منو میخونید بگین سارا عاشق شده بود ....

سارا همیشه عاشق بود همیشه من اگر عاشق خدا نبودم نمیتونستم عاشق همه باشم

سارا خیلی احمق بود اونقدر که هر حرفی رو باور میکرد گاهی به داشتن بعضی آرزوها تو

دنیای دیگه خداهم راضی بودم اما اون دنیارو هم ازم میگرفتن ...

خدای من خدای من جای حق نشسته اینمدت که گریه هامو دید حس کردم با من گریه میکنه

شاید منو مسخره کنید اما من خدارو میدیدم وقتی از بی پناهی کلام اللهش رو تو بغل میگرفتم

وقتی سر نماز دست و پا شکسته ام گریه میکردم تا خوابم ببره خدارو میدیدم که بغلم میکنه

من خدای خودمو دوست دارم اونو که حسم میکنه اونو که گریه هامو پاک میکنه تنها یه آرزومو

بهم نداده که  مرگ بود که اونم شاید میخواد بمونم که بازم صداش بزنم شاید ورق زندگیم

برگرده نمیدونم حالا باید برم منو ببخشین میدونم زیاد نوشتم کاش میتونستم اونقدر بنویسم

تا سبک بشم اما نشد هم خسته ام هم باید برم برام دعا کنید به آرامش ابدی برسم

خدایا کمکمون کن نخواهیم دلی رو بشکونیم که برای بدست آوردن اون دل به دروغهای

بیشتری متوسل بشیم و هی بیشتر اونو بشکونیم چشمامونو ببندیم و بگیم خدایا اون دل

شکسته الان چه حالی داره خودمونو بذاریم جاش اگر طاقت داشتیم ....

برام دعا کنید میرم جایی که بتونم بیشتر با خدا حرف بزنم و ازش بخوام راحتم کنه و منو

ببره پیش خودش چون تحمل این زندگی دیگه سخته خیلی سخت ...

خدایا اااااااااااااااااااا فقط خدایاااااااااااااااااااااااااااا گتاهامونو ببخش گناه منم ببخش

 و بعد راحتم کن  

                                                            سارا

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 8:13 توسط ما دو نفر |


گفتم که بانگ هستی خود باشم

اما دریغ و درد که زن بودم

  من با زخم زبونات رفیقم   

     مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم 

         با توام که داری به گریم می خندی

            کاش می شد بیای و به من دل ببندی

                 تنها بودن یک کابوس شومه عزیزم

                      کار دل نباشی تمومه عزیزم

                                                                       سارا

هدیه دوست عزیزم نیمه شب

اگر تو بخواهی
من لحظه ای از تو جدا نخواهم شد
هر چند شکسته ام و روحم زخمی است
اما سنگ صبور غمهایت می شوم
و با تمام وجود عاشقانه هایم را به تو هدیه می دهم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 8:1 توسط ما دو نفر |


 

 

آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو ...عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
...
این غصه های لعنتی از خنده دورم میکنن
این نفسای بی هدف زنده به گورم میکنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشتهء مردن من , منو از اینجا میبره

  

 

 ببار ای نم نم باران
ببار ای نم نم باران
زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه


سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه
بخواب بخواب ای دختر نازم
به روی سینه نازم
که همچون سینه سازم
همش سنگه همش سنگه
که همچون سینه سازم
همش سنگه همش سنگه
لالایی کن مرغک من
دنیا فسان است
لالایی کن مرغک من
دنیا فسان است
هر لاله شب گیر این گیتار محزون
اشک هزاران مرغک بی آشیانم
هر لاله شب گیر این گیتار محزون
اشک هزاران مرغک بی آشیانم


ببار ای نم نم باران
ببار ای نم نم باران
زمین خشک را تر کن
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه
سرود زندگی سر کن
دلم تنگه دلم تنگه

  
                               سارا

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 8:8 توسط ما دو نفر |


داداش محسن گلم

فرصت نشد برای تولدم و این پست ازت تشکر کنم خودت میدونی

اینروزا زیاد حالم خوب نیست وگرنه قدرنشناس نیستم برای محبتت

فقط میتونم برات دعا کنم به آرزوی قشنگت برسی ...(آمین )

دستهای مهربونت رو ازهمین جا میبوسم و میگم به ازای تمام

محبتهایی که به من کردی خدا بهت محبت کنه ...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 سلام به دوستای گلمون

ببخشید من اومدم آپ کردم آخه همش تقصیر این آبجی ساراست

 هنوز دو روز نیست که از تولدش گذشته

میخواست طبق معمول یه آپ غمگین بذاره ، منم نذاشتم

تاییدش نکردم،

تازگی ها آبدارچی ها به رییساشونم دستور میدن (شما یاد نگیرید)

 برا همینم فیض آپ کردن نصیبم شد،

 شاید بخواین بدونید که چه طور خدا آبجی سارا را به من داد

و منو به آبجی تا هر روز یکی را داشته باشه که اذیتش کنه  ،

من قبلا یه وب داشتم هنوزم هست البته متروکه شده

من برا هر آپم همونایی که همون روز مثل خودمم آپ میکردنو یه تعدادشونو

از تو بلاگفا دعوت میکردم یه بارم از قضا گذرم به وب آبجی سارا افتاد

 اونموقع وب گل بارون زده بود دعوتش کرده بودم برا پستم بیاد ،

 جالب اینجا بود که من اشتباهی هم دعوتش کرده بودم

برا یکی به نام مرجان میخواستم کامنت بذارم برا او گذاشته بودم

 ولی قربونش بشم اخلاقش خوبه اومد برام نظر داد ، 

این اولین کامنتیه که گلم برا من گذاشت

یکشنبه 30 اردیبهشت1386

ساعت: 16:56

توسط:سارا
سلام جناب محسن

 کجا بودی عزیزم برای من کامنت میذاری به اسم مرجان
مر جان کیه

چند تا داری شمارشش از دستت رفته

 شوخی کردم به دل نگیر بدو بیا کامنتت رو از اول بذار میخوام

این کامنتو حذف کنم آخه برای سارا نیست برای مرجانه

بعد از اونم کم کم بهم نزدیک شدیم و اینجوری شد

 که خدا بهترین آبجی دنیا را بهم داد

                                                       فداش بشم

                                                                 دوستت دارم

اون آپو دوست دارم چون برام بهترینو به همراه داشت

اون آپو میذارم اینجادوست داشتید بخونید البته من بر خلاف خواهرم

 داستان که نه چرند نویسی میکردم این آپم تو اردیبهشت پارسال بود

 که طرح مبارزه بابی عفتی شروع شده بود


حاجی آقا و حجاب      ۲۹/۰۲/۸۶

یا ستارالعیوب

سلام به تمام بروبچ تیریپ و خوش حجاب

محسن: سلام حاج آقا خوبید انشاالله ..

حاج آقا: به کوری چشم دشمنا خوب خوبم .....

محسن : بازم خدا را شکر ، حاج آقا میگم این گل و بلبلای محلتون کجا رفتند ،

دو سه روزه بازارمون کساده ........

حاج آقا : بچه مثل اینکه تو از دنیا عقبیا ، حقا که راست میگن میِّتی

محسن: حاج آقا درمون آوردی، دستت درد نکنه ،

همین مونده بود که شما هم بر مردگی و میِّتی ما مهر تایید بزنی

حالا بگذرییم حاجی تو بگو بروبچ کجا هستند

حاجی : هی هیچی نگو که حال ما رو هم گرفتن ،

هر روز صبح با یه شور و اشتیاقی از خواب بلند میشدم،

بعدم شیشه اتکلن تیروزو تو خودمون خالی میکردم ومیرفتم بیرون

 جلوی عزیزای دل برادر یه چند دور رژه میدادم ،

تا نورچشمم به حالت طبیعیش برگرده ، بعد از اونم  میرفتم  دفترخونه

 

اما از روزی که این گلای ما را دارن جمع میکنن ،

 ما هم دیگه رمق سر کار رفتن نداریم

محسن: حاجی کجاشون میبرن منم برم اونجا

حاجی: بچه برو آدم شو ، تقصیری نداری اینا همش اثر نون حرومه ،

 دیگه بهتر ازاین نمیشی

محسن: حاجی چیمون کمتر شماست حاجی: استغفرالله

محسن : حاجی شما که کاره ای تو مملکت، یه چیزی بگو !!!

 نمیشه که طرفو مجبور به کاری بکنی ،

خدا هم به پیغمبرش میگه تو اینقدر غصه ی امت رو نخور،

تو امتتا بشارت بده و اونارو از گناه کردن بترسون،

هر که خواست ایمان بیاره،ما او را هدایتش میکنیم و

 هر که ایمان نیاورد ما خود بر دل او مهر خاموشی زده ایم 

و چشم گوش او را بسته ایم

حاجی : هی دیوونه این بده

که نمیذاریم اون دنیا چوب سر سوخته بکنن اونجات،

بشکنه این دست که نمک نداره

محسن: خب آخه حاجی این درسته من هرجوری میخوام بگردم ،

 اما این بیچاره ها(به قول ایرج میرزا) :

تو یه مشت جُل سیاه عین هو یه بادمجون سیاه

مثلا حاجی همین عکسی که تو قاب زدی ،

خودت بگو حاج خانم کدومه؟؟؟

جون حاجی نمیدونی 

حاجی: هوی مگه خودت ناموس نداری........

کی گفته تو هر جوری میخوای میتونی بگردی

 اگه دست من بود اون موهای برق گرفتتو با اون خط ریشت یهوووو همشو

میتراشیدم تا یه ذره شکل آدم بگیری ،

بعدم کی گفته دخترا عین شلغم تو گونی کرده

 سر وته پیچیده از خونه بیان بیرون ،

 آخه شماها جنبه ندارید اگه به حال خودتون بذارن

از فردا مینی ژوپ میان تو خیابون ،

 نه جونوم ما طاقت چوب سرسوخته نداریم شما اگه داری خود دانی

یه زلزله بیاد حالیش نیست من حاجیم تو جونور

محسن : حاجی مگه غیر اینه که در دهات همه راحتن

خودشونو جُل پیچ نمکنن، اما هیچ بی عصمتی در کارشون نیست،

 اما حالا تو هزاری چادر سر اینا کن چه فایده ، آبروی چادرم را میبرند،

 خیر و شر مال همه است چه مرد ، چه زن...

چه با گونی چه بی گونی، باید از درون خودمونو درست کنیم ،

غیر از این باشه ۱۰ تا چادرسر کنه

چه فایده او میخواد با من دوست بشه

حاجی: ناجونم این قصه سر داراز داره ،

حالا برو بذار ظهری را ما بخوابم تا بعد که یه فکری بردارم

محسن : بیا تا یه ذره میای برا ملت کاری بکنی ،

حاجی خوابشون میگیره جا میذاره میره

اصلا به من چه!!! خودشون میدونند!!! هر کاری میخوان بکنند!!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 21:38 توسط ما دو نفر |


من از هزار سال خستگی
از کنج زندون اومدم
دلم کویره غربته
به عشق بارون اومدم
غرور تیکه تیکه مو
می خوام که مرهم بذارم
غصه های یه عمرمو
رو دوش عالم بذارم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386



پیوندها

دوست گلم سکوت شب
علیرضای مهربونم
زیبای قشنگم
فرشته مهربونم آلنوش
دنیای گلم
استاد عزيزم
نعمت گل
سهيلاي عزيزم
بهترینم مقداد
سید عرفان عزیز
الف -دریا- خواهرم
ღ.•**•.Ar@sH.•**•.ღ
مرد بارانی
جاوید عزیز
حمید (سرزمین لبخندها)
آرزوهاي باراني
آرمین عزیز
بیتای عزیزم
حميد عزيز
سیما جونم
مرد تنها
نيماي عزيز
چکاوک عزيز
اسد جان
آنجل عزيز
سعيد عزيز
گنگشت عزيز
امید سام
مهدی و سعید عزیز
مهدی عزیز
علی عزیز
میترای عزیزم
جیغ بنفش
محمد عزيز
شراره عزيز
علي عزيز
مرضیه مهربونم
علی عزیز
مهرداد عزیز
امید عزیز
نیمای عزیز
محمد رضای عزیز
شمیم فروردین
موناي عزيز
گله اي از دخترا
حميد عزيز
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin